سوزن شکاک اجازه نمی دهد هر نخی از سوراخش بگذرد.
|
اینها حرف بی حساب من است ، حرف حساب شما چیه؟
|
|
سوزن شکاک اجازه نمی دهد هر نخی از سوراخش بگذرد.
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
قفس پر توقع انتظار دارد پرنده ها برایش هورا بکشند.
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
یک فحش آبدار نثار کویر کردم.
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
ابر با کویر دشمنی دیرینه دارد.
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
كودكي كه
به شيشه اعتياد پيدا كرده بود. از شير مادر محروم شد.
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
آسانسور را طبقه به طبقه نگه می داشت تا خسته نشود.
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
دیگر به آخر ِ خط رسیدهام؛ نقطهام باش
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
“نینی” سرخط زندگی و “بیبی” نقطهی پایان ِ آن است
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
سالهاست میگم خوابم میاد، اما هیچ وقت نیامد یا هر وقت هم آمد، من خواب بودم
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
کلک جلوبندی در جاده های آب بندی کنده شد.
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
از وقتی دوگانه سوز خریدم، هم پولم سوخت هم جگرم.
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
گرما له له زنان به زیر سایه کاکتوس کویری پناه برد.
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
پدر و مادر نداشت رفت سیاستمدار شد چون شنیده بود سیاست، پدر و مادر ندارد.
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
برق که رفت ایمیل را به پای کبوتر نامه بر بست.
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
یقه عزرائیل را چسبیده بود که: تو از این همه تکرار خسته نشدی.
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
شیطان، آگهی تقدیر از مرا در روزنامه ها چاپ کرد.
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
آهنگ غمگین گوش میکنم مامانم میگه چته؟ چی شده؟ کی گذاشته رفته؟ چرا تو خودتی؟ آخ بمیری که بچمو اینطوری کردی!
آهنگ شاد گوش میکنم میگه خبرمرگش برگشت؟ الان باهاته؟ کیه طرف؟ چه شکلیه؟ دوسش داری؟ چند بار دیدیش؟
دیگه زدم تو فاز اذان !!
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
قلم، زندگی منو که دید حالش به هم خورد.
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
همه در حال تسبیح هستند الا خود تسبیح.
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
بعد از نماز کلی با خدا حال و احوال می کرد.
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
هر چه مشکلش بزرگتر شد حس می کرد خدایش نزدیکتر می شود.
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 جواد آبادیان ™
|